تبليغاتX
آغاز كسي باش كه پايان تو باشد†

آغاز كسي باش كه پايان تو باشد†

می‌بوسمت!


یک روز می‌بوسمت!
فوقش خدا مرا می‌برد جهنم!
فوقش می‌شوم ابلیس!
آن وقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده، جهنمی می‌شوی!
جهنم که آمدی، من آن جا پیدایت می‌کنم و از لج خدا هر روز می‌بوسمت!
وای خدا! چه صفایی پیدا می‌کند جهنم ...!
***
یک روز می‌بوسمت!
پنهان کردن هم ندارد. مثل خنده‌های تو نیست که مخفی‌شان می‌کنی،
یا مثل خواب دیشب من که نباید تعبیر شود،
مثل نجابت چشمهای تو است، وقتی که توی سیاهی چشم‌های من عریان می‌شوند.
عریانی‌اش پوشاندنی نیست، پنهان نمی‌شود ... .
***
یک روز می‌بوسمت!
یکی از همین روزهایی که می‌خندانمت،
یکی از همین خنده‌های تو را ناتمام می‌کنم: می‌بوسمت!
و بعد، تو احتمالا سرخ می‌شوی، و من هم که پیش تو همیشه سرخم ... .
***
یک روز می‌بوسمت!
یک روز که باران می‌بارد، یک روز که چترمان دو نفره شده،
یک روز که همه جا حسابی خیس است،
یک روز که گونه‌هایت از سرما سرخ سرخ، آرام‌تر از هر چه تصورش را کنی،
آهسته، می‌بوسمت ... .
***
یک روز می‌بوسمت!
هر چه پیش آید خوش آید!
حوصله‌ی حساب و کتاب کردن هم ندارم!
دلم ترسیده، که مبادا از فردا دیگر « عشق من » نباشی.
آخر، عشق چهار حرفی کلاس اول من، حالا آن قدر دوست داشتنی شده که برای خیلی‌ها چهار حرف که
شسهل است، هزار هزار حرف باشد.
به قول شاعر: عشق کلاس اول، تنها چهار حرف است، اما کلاس آخر، عشق هزار حرف است ... .
***
یک روز می‌بوسمت!
می‌خندم و می‌بوسمت!
گریه می‌کنم و می‌بوسمت!
یک روز می‌آید که از آن روز به بعد، من هر روز می‌بوسمت !
لب‌هایم را می‌گذارم روی گونه‌هایت،
و بعد هر چه بادا باد: می‌بوسمت ! تو احتمالا سرخ می‌شوی،
و من هم که پیش تو همیشه سرخم ...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

آسمانم

  
آسمانم ستاره می خواست که تو آمدی .
ابر حسود اما چشم دیدن خوشحالیم را نداشت.
آسمانم ابری شد.
بارید و بارید و من به انتظار دیدن دوباره ات قطره های باران را یکی یکی می شمردم.
اما تو دیگر پشت ابر ها نبودی وقتی که تمام شدند.


نمی دانم در کدام صورت فلکی باید به دنبال تو گشت.
در آسمان بزرگ من جای یک ستاره خالی شد.
کاش از خورشید فرار نمی کردی تا روشنتر
به دنبالت می گشتم.
کاش هرگز آسمانم ستاره نمی خواست.
کاش ابر ها کمی مهربانتر بودند
تا تو را گم نمی کردم.


ای كاش میدانستی شبها....
تنها ستاره ای را كه به نامت زده ام
به چشمانم سنجاق میكنم تا یادم نرود
در روی زمین كسی هم هست
كه سبزی لحظه هایش ....روزی آرزویم بود ....
خانه را در چشم های تو پیدا کردم
پلکهایت را به هم نزن خانه خراب میشوم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو  

مهربانم

   

 

 

مهربانم ، ای خوب..                                                          .

 

                     یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا

                      بین آدمهایی که همه سرد و غریبند با تو

                      تک و تنها به تو می اندیشد

                   

مهربانم ، ای خوب...

                       یاد قلبت باشد یک نفر هست که چشمش

                        به رهت،دوخته بر در،مانده و شب و روز

 

                       دعایش این است:

                       زیر این سقف بلند هر کجایی هستی به سلامت باشی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

دوباره دل من...

 

بازم می نویسم  از این دل پُر،واسه تو،واسه  آدما:

 

دلی که خودش رو به ظاهر زده به بی خیالی

دلی که درونش آروم و قرار نداره

به ظاهرشاد وبی غمِ ولی درونش داره ازآتش می سوزه

گفتنش به سادگی تموم می شه،ولی خودش...

نگاه آدما،حرف زدن آدما،همشون غم داره

کاش می تونستم نبینم ولی اونی که اون بالا نشسته داره می بینه

خودش خواسته که همه چی تقسیم بشه

نمی تونم کاری کنم،ولی به اون حرف دلمو می گم

دیگه اشکام جاری شدنش سخته

خدا به دلم بغض داده که اشکام رو کسی نبینه،ولی من می بینم مالِ آدما رو

می خواد صبور باشم،می خواد تا می تونم آروم باشم

کاشکی می شد روزی همه رو شاد بیبینم

کاش دلش نیاد زمونه که واسه آدما کم بزاره

می خوام که یه روز بشه که من زنده باشم و ببینم که همه با عشق زندگی می کنن.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

Animated Heart.....                                                                

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

joybare taslim shode

faseleha ghoror daran vase ma

barane ashkhaye ma talab daran az ma

man be nachar zendeam baraye zendegi kardan

dar in nachari to ra daram ke zendegi ra ghashang mibinam

shayad anghadr aram hastam ke to ehsast be man shak darad

vali shak ra be baad bede va man ra nadik kon

dost dashtan ham niyaze be to darad ta ke az beyn naravad

shademan bash ba man ta man ham shadi ro ba gham joda konam

boye to ra hes mikonam va arezo mikonam ba boye atre to az donya beravam

ey dost dashtani tar az dost dashtan tiregi ra kenar begozar va be roshaniye mah ke man dar anja hastam biya.

...I Never Loved You...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

لذت غمگین بودن

چند وقتی است آنقدر سرم شلوغ است که حتی فرصت غمگین شدن را نیز ندارم. نمی دانی که چقدر لذت دارد، لذت غمگین بودن را می گویم. ولی نه هر غمگین بودنی. غمگینی که برای تو باشد لذت دارد. اصلا هر چه که برای تو باشد لذت دارد. ولی نمی دانم چرا این غمگین بودن لذتی بسی بزرگتر دارد برای من؟!! نمی دانم، شاید ... شاید برای اینکه باز امیدوارم. امیدوار به تو رسیدن. امیدوار به تو فکر کردن. شاید هم نه ... فقط دل خوش کردن است. ولی در هر صورت دوستش دارم.

آدمها گاهی برای خالی کردن خود دنبال بهانه ای هستند . بعضی وقتها با یک حادثه معمولی، بعضی وقتها با یک زیارت، بعضی ها در جمع، بعضی ها در خلوت. بهانه من برای خالی کردن خود در خلوت تویی و غم تو. نه اینکه از غمی که تو داری نه، که اگر بگویم آری دروغ گفته ام. نمی گویم از غم هجران تو، که اگر این را نیز بگویم باز دروغ گفته ام. توصیفش شاید بشود همان لذت غمگین بودنی که گفتم. ولی این را می توانم بگویم که این غمگین بودن برای توست، ولی چگونه؟ خود نیز نمی دانم...

گاهی وقتها فکر می کنم یعنی آدم اگر کسی را دوست داشته باشد و به آن برسد بعد از آن لذت غمگین بودن چه می شود؟ جای خود را به کدام لذت می دهد؟ نمی دانم، هنوز به جواب نرسیده ام. ولی شاید مثل الان که وقت تجربه این لذت را ندارم، آن موقع نیز وقت نداشته باشم؟!!! شاید آنقدر لذت های دیگری وجود دارد که دیگر این لذت را لذت حساب نخواهم کرد؟ شاید ... ولی به قول معروف باید حال را چسبید و این حال به من می گوید لذتی بالاتر از لذت غمگین بودن نیست. می خواهم الان غمگین تو باشم. نمی خواهم به هیچ چیز دیگر فکر کنم. فقط و فقط غمگین تو باشم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

بارون

بارون

هر قطرش تو رو یاده من میاره

یادش بخیر !!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

ميپرستمت

 

      

 

 چرا غمگینی؟ عاشق شدم!!!!
آیا عشق شیرین است؟بله....شیرین تر از زندگی!!!!
چرا تنهایی؟ویژگی عاشق هاست!!!!
لذت تنهایی چیست؟فکر به او و خاطرات و!!!!
چرا می روی؟برای اینکه او رفت!!!!
دلت کجاست؟پیش او!!!!
قلبت کجاست؟او برده!!!!
پس حتما بی رحم بوده؟نه...اصلا!!!!
چرا؟چون باز هم او را می پرستم
            

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

میمیرم برات

مي دوني؟ يه اتاقي باشه گرمه گرم..روشنه روشن.. تو باشي منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد..
تو منو بغلم کني که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم.. اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار..پاهاتم دراز کردي..
منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم.. با پاهات محکم منو گرفتي ..دو تا دستتم دورم حلقه کردي..
بهت مي گم چشماتو مي بندي؟ ميگي اره بعد چشماتو مي بندي ...
بهت مي گم برام قصه مي گي ؟ تو گوشم؟ مي گي اره بعد شروع مي کني اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
يه عالمه قصه طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي شن..
مي دوني؟ مي خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..يه حرکت سريع..
يه ضربه عميق..بلدي که؟ ولي تو که نمي دوني مي خوام رگمو بزنم ..
تو چشماتو بستي ..نميدوني من تيغ رو از جيبم در ميارم..نمي بيني که سريع مي برم..
نمي بيني خون فواره مي زنه..رو سنگاي سفيد..
نمي بيني که دستم مي سوزه و لبم رو گاز مي گيرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني.. تو داري قصه مي گي..
من شلوارک پامه..دستمو مي ذارم رو زانوم..خون مياد از دستم ميريزه رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا..قشنگه مسير حرکتش..
حيف که چشمات بسته است و نمي توني ببيني.. تو بغلم کردي..مي بيني که سرد شدم..
محکم تر بغلم ميکني که گرم بشم.. مي بيني نا منظم نفس مي کشم.. تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت.
مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سرد تر ميشم.. مي بيني ديگه نفس نمي کشم..
چشماتو باز ميکني مي بيني من مردم.. مي دوني ؟ من مي ترسيدم خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهايي مردن.. از خون ديدن..وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم..
مردن خوب بود ارومه اروم... گريه نکن ديگه.. من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدياااا
بعدش تو همون جوري وسط گريه هات بخندي.. گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي شکنه.. دل روح نازکه.. نشکونش خب؟

P|/\|T

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

هستی کنارم

 

هر شب در رویا هایم

                    تو را می بینم

                                  احساست می کنم

                                                     اینگونه است که تورا می شناسم

اینگونه باش

                علی رغم پیچ و خم های دور و فاصله کهکشانهایی

                                    که بین ماست

                                                    بیا و خودت را به تماشا بگذار                                      نزدیک.دور .هر کجا که باشی

                   ایمانم را از دست نخواهم داد

                                          اگر چه شبها بسیار سختند

                                                              ادامه خواهم داد که یک بار دیگر

 تو در را می گشایی

                    و اینجا هستی . اینجا

                                       در قلب منی و قلب من

                                                                      ادامه خواهم داد ...

     و ادامه خواهم داد

                      عشق تنها یکبار برای هر کس می آید

                                                         و برای تمام عمرش می آید

              و نخواهد رفت تا ما برویم.

 

                                                                   P|/\|T

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

خدا نگهدار ای ...

 

 

عشق!تاوان!جدائی!مرگ!

 

 

 

 

Fa2

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

تو با منی هرجا که باشم

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن.

 چه زیباست همیشه در تنهایی ترا حس کردن.

 چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن.

 عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم.

بهترینم همچون نفس کشیدن ترا به خاطر می سپارم.

یک روز دیگر هم بدون تو گذشت......

P|/\|T

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

چرا دل من

چرا دل من به بودن تو

به خاستن تو گناهی نکردم.

نرو که نگم نبودی با من

سکوت من رو تو بشکن عزیزم.

نیازی ندارم که با تو نمونم

که با تو نمیرم.

به چشمای نازت اشک می ریزم

که بدونی نریخته نمی رم .

Fa2

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

اگر چه...

اگر چه تمام دنیا به خاطر آدمها بنا شده است

اما تو برای من و تنها من آفریده شده ای

تو گرچه دوری از من ولی نزدیکترین خاطره ی منی و تمام هستی و نیستی منی

به تمام دنیا گفته شده که تو عشق اول و آخر منی

حرفهایم هرگز با دلم برایت گفتنی نیست ولی دوست داشتنم از ته دلم هستش و با زبانم جاریست

تو هرگز برای من تمومی نداری ...

مهم نیست تا ابد با هم و در کنار هم باشیم مهم اینه که تا ابد دوستت دارم!fa2

Fa2

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

در رویای با تو بودن

بازهم برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه من جاریست.

باز هم از دیوارهای فاصله عبور میکنم ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم و در آن لحظه رویایی اوج در دریای بی پایان چشمانت غرق میشوم

 تا در آن لحظه در نگاه تو گم شوم تا خودم را بیابم واز زندان لحظه های بی تو رها شوم.....شاید بتوانم به رویای با توبودن برسم

و چه رویای شیرینی است رویای با توبودن رویایی که دست من را به دستان گرم تومیرساند آنگاه من در گرمای وجود تو ذوب میشوم در آن زمان دیگر زبان از سخن گفتن عاجز است.

در این رویای دلنشین تنهای دلهای ما هستند که باهم نجوا میکنند، گویی از پیوند دستهای ما روح ما هم به هم پیوند خورده...

و چه زیباست رویای با توبودن

 

 

 

 

P|/\|T

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

دوستم داشته باشه حتی اگه دوریم

 

 

بيشتر از آنچه كه تصور ميكني دوستت دارم و

بيشتر از آنچه باور داري عاشق توهستم
بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.
 من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي

جز تاريكي و سياهي ندارد!
دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ،

دوستت دارم چونكه مرا باور داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!
تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم

و جز اين از خداي خويش هيچ آرزويي را ندارم
عزيزم اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه اي است

از طرف من به تو!

 

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!
گل نازم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه

معناي واقعي عشق را به من ابراز كردي و آموختي!
آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن!
عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و

به جز تو كسي لايق اين قلب بي طاقت من نيست
هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ

كسي هست كه عاشق و ديوانه تو مي باشد !
هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و

در آغوش خود بفشارم!

P|/\|T

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

ای عشق من همیشه بدون تو عشق من هستی که تمومی نداری.

بدون که روزهای سختی در این سکوت من است.

تو را در خواب می بینم نه بیداری !

عزیز دلم به یاد تو به نام تو به جسم و روح تو و به عشق تو زندگی می کنم و به آرامی نفس می کشم.

نگو که تو رفتی و جای تو را کسی دیگر گرفته است    ... نه هرگز کسی نیست که بتواند جای تو را در دل من زنده کند.

دوستت دارم همیشه .  Fa2

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

" تو را هدیه می دهم "

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،
در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد
.


من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گلهاو تمام سخاوت هاي
عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد
.


او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن
دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است
.


اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد
از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد
.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم
...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛
ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز

P|/\|T

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

لمس بودنت مبارک

 

    

 

 ادامه مطلب خصوصی ( خودم و خودت )

  Fa2 & P|/\|T


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

همه کس من تویی

 
View Full Size Image
 
ساعتها حرف میزنم
با کسی
به یاد تو
بیچاره کسی!!!
...
کسی
مرا جان خطاب می کند
و هی به دوست داشتنم اعتراف می کند
خوب که اشکهایم را نمی بیند
گریه می کنم
در حسرت دوستت دارم گفتن تو...
بیچاره کسی...
دروغ چرا....عزیز ترین:
نه این کس ، نه هیچ کس
همه کس من تویی...
تویی که خوب می دانم
کم کم مرا از یاد میبری!!!
خل شدم نه؟؟؟
پای دیوانگیهای وقت و بی وقت عاشقیم بگذار!
 
View Full Size Image
+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

نمی دونم...!

نمی دونم داره چه بلایی سرم می یاد...

نمی دونم کسی هست که هنوز صدام بزنه یا رفته...

انگاری از جایی آمدند که فقط مرا ببرند...

بگویند که فقط تو باید بروی.

نمی دونم راه درست را چگونه پیدا کنم؟

به هر سمت می روم یکی مرا باز می خواند..

اگه نادرست گام بر می دارم کسی نیست که بگه اینجا نه   یه جای دیگه

کاش تمام مسیر ها واسه من یک مسیر بود.

کاش هنوز کسی بود که بگوید تنهایت نمی گذارم در این مسیر طولانی و سخت

ولی دیگر رفته است.

می گویند آدمی  که تنهاست  اگر هم کسی بیاید و تنهایی را ازت بیگیرد دوباره او می رود  و دوباره تنهایی حاصل توست.

رسم زندگی این چنین می خواهد ...جبرانی برایش نیست.

نقطه آخر خط............................................!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

تنها شده ام .....

                

ديرگاهيست كه تنها شده ام

قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است

باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آيينه زمن بي خبر است

اسير شب يلدا شده ام

من كه بي تاب شقايق بودم

همدم سردي يخ ها شده ام

كاش چشمان مرا خاك كني

تا نبينم كه چه تنها شده ام...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

نترس! باشه ؟؟

 

                      

 
 
 

حضورت را در یادم پر رنگ میکنم

همه ی لحظه ها...

می ترسم....

کسی یا چیزی حضورت را کمرنگ کند...

می ترسم...

اما تو نترس گرچه دستهایم میلرزد اما

هنوز توان دارم

حضورت را در یادم پر رنگ میکنم

همه ی لحظه ها...

عشق تو  باور دارد که اگر گرمایی بتابد

از آخرین آرزوی توست برایش...

دوستت دارم از حالا تا وقتی

 قلبم در سینه جان داشته باشد.

چه باشی چه نباشی

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

تقدیم تو باد (گل رز سفید )

 

    

 

دیگر نمیتوان برگشت

راهی برای برگشت نیست

تو رفتی و من ماندم و کوله باری از تو و خاطره تو

چه خوب است که نمیدانی به یادت شبها تا صبح نمیبرد خوابم

چه خوب است که باز هم بدون تو  و برای تو درد  میکشم انتظار میکشم

و

تو بی خبری

نیستی ؟

این ها فکر است

تو همیشه اینجایی

چه خوب بود اگر بودنت و دیدنت و بوسیدنت بوییدنت خیال نبود

کاش وقتی چشمانم را باز میکردم

کنارم بودی

افسوس میخورم

از این همه افسوس ها

رویا های شیرین

کمی باورم کن .باور کن که خسته ام

خسته

تو هستی

همیشه

میبینمت کنارم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

با خنده نمی شه غم نوشت ...

با شادی نمی شه درد و غصه نوشت...

باشد که یاد ما باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

بی قراری

عشق ...

چرا دیگر خنده به لبها یم نمی آید

دلم خون است  که  دیگر  نمی توانم صدایت را بشنوم  نمی توانم ببینم تو را

نمی توانم ...

شده ام سکوت خالی از چراها و ای کاش ها

جوابی ندارم...

می خواهم بروم به دور دستها جایی که هیچ انسانی نباشد بیزارم از آدما

فقط یه نفر رو می خواهم و می پرستم

به روزگار به سرنوشت به همه چیز رو بر می گردونم

دیگر وجودم جایی در این کره خاکی ندارد

آنقدر سرد شده ام که دیگر نمی شود گرم شد

نمی توانم باور کنم که دیگر رفت که دیگر نیست

بغض تمام وجودم را در بر گرفته است

ای کاش بودی پیشم

همه یه جور دیگه نگاهم می کنن

ای روزگار هیچ وقت با ما نبودی نمی خواهمم با ما باشی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

در خود شکستن

تا امروز معنی مرگ را نمیدانستم

اما

....

مرگ زمانی جلوه خود را نمایان کرد که تو را دیگر در کنار خودم نمیدیدم

آن زمان بود که معنی واقعی مردن را چشیدم

افسوس

شاید زمانی دیر شود که انتظارش را نداریم

زمان کند میگذرد

با تو معنی زمان را نمیدانستم

اما

اینک عقربه های ساعت نیز با من سر جنگ دارند

کاش طوره دیگری میشد

کاش میشد گرمای صدایت همیشه در گوشم طنین می انداخت

ای کاش بودی

ای کاش ...

بیزارم از این ای کاش ها

از خودم از زندگی از همه چیز

چقدر سخت است همه چیز به یک باره دگرگون شود

آن طور که انتظار نمیرود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

می دانم  که دور هستیم

می دانم که چشمهایمان همیشه خیس است

دیگر خنده هایمان تسلیم شده اند ...غم من غم توست

ای عشق من همیشه در کنار تو می مانم هر لحظه به یاد تو هستم هر چند که دیگر....

روزها و هفته ها رو چطوری بدون تو سر کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چگونه صدایت کنم تا صدایت شنیده شود؟

اما بر این وار می مانم که روزی هم دیگر را می بینیم و آنجاست که تمام سختی ها را پشت سر گذاشته ایم و انجاست که اولین نفس عشق را می کشیم.

به یاد و خاطر عشق جاویدم که روزی می رسم...چه زنده باشم چه از دنیا رفته باشم.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   | 

یادش بخیر

 

هروقت که تنها می شوم یاد خاطراتمان میفتم، یاد اون روز قشنگ و پر خاطره

من و تو و هوای خنکی که گونه های هردوی مان رو نوازش می کرد، نگاه های تو، لبخند های من، سکوت و سکوت و سکوت، سکوتی که پر از معنا بود

زبانی که هردو درک می کردیم. خنده ی های زیبای تو و برقی که در چشمانت می دیدم

 ستاره ای که در نگاهت می درخشید و تمام نگاه هایی که از روی شرم از من دریغ می کردی!

یاد همه ی بودن هایت، همه ی نبودن هایت، همه ی اشک هایی که در نبودت می ریختم و هق هقی که هیچ گاه نشنیدی ، یاد حسرت گرفتن دستان گرمت در دستانم و یاد حسرت ها بودن ها نبودن ها ديدن ها نديدن ها با هم گريه كردن ها بي هم مردن ها يادش بخير.

تو بودی و عشق بود و محبت در هوا موج می زد. یاد گرمی آغوش پر مهرت که در سردی وجودم گرمم می کرد بخیر، یاد همه ی بوسه هایت، یاد حرف های شیرینت، یاد دستان پر مهرت که مرحم همه ی تنهایی هایم بود و ياد بوييدن هات ياد نگاهاي پر مهرت یاد نغمه ی خوش صدایت بخیر.

باز هم هق هق تنهاییم را نمی شنوی ، و من ماه هاست که نشسته ام تا شاید...... شاید..... روزی ...

.

نشسته ام، من هنوز هستم، به تو می اندیشم، اندیشه ام از همه ی این تلخی و همه ی دوست داشتن هاست....! و خوب می دانم که روزی بهم مي رسيم که هیچ اثری از من و شاید حتی از عشقمان نمانده است. وصد افسوس که اینبار این تو هستی که خواهی گفت  : یاد عمری که از من دریغ خواهی کرد بخیر!

 اما دلم در ابدیت نگاهت گرفتار مي ماند تا ابد ، بيا تا رسم عاشق کشی دنیا باورم نشود بيا که دلم بدجوری از دوریت غم داره. بيا که بلند ترین فریاد هایم در سینه ام محبوس اند، بيا و نگذار که زیبا ترین خاطرات مشترکمان به زخم خنجری زهر آلود بر روی سینه ام تبدیل شوند، بگذار با تو باشم، بگذار در کنارت آرام بگیرم ......بگذار .......بگذار ........!

 

باورم كن

باور كن عشق را

كه عشق

در هيچ آئيني گناه نيست .........

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من و تو   |